ورزش انزلی

نوشتار ورزشی       ورزش انزلی        شناساندن نام آوران        پشتیبان ملوان      رویداد های ورزشی      موشکافی فوتبالی

خـــوش آمدید

به تارنگار ورزش انزلی خوش آمدید.مهرورزی من به ورزش و کاراک ویژه ورزش در زادگاهم بندر انزلی انگیزه بنیادین ساخت این تارنگار شد. از دیدگاه خودم تلاش به پشتیبانی ورزش انزلی را دارم. امیدوارم نوشتارها کارآمد باشد.

۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

انالیز بازی های ملوان

قرار بر این است با کمک رامین کیایی فر بازیکن سابق انزلی و مربی بین المللی با مدرک A از آمریکا بازی های حساس ملوان آنالیز شود و در اختیار شما قرار گیرد.
کیایی فر لازم دانست برای شروع این کار نکات لازم در آنالیز یک بازی یا MATCH را در چند سطر توضیح دهد.

در مورد انالیز یک تیم در یک مسابقه باید عرض کنم که شناخت نقاط ضعف و قوت به سه دسته تقسیم می شود:
۱. انفرادی
۲. گروهی
۳. تیمی
یکی از وظایف مهم مربی این است که بعد از یک مسابقه بتواند با تمرینات طراحی شده براساس مسابقه یا GAME قبلی موارد ضعف و قوت تیم را به بازیکنان تذکر دهد و نقاط ضعف را بر طرف بنماید.
یکی دیگر از موارد مهم تمرینات طراحی شده این است که آیا این تمرینات بصورت مثبت در بازیکنان تأثیر داشته یا نه؟
آیا این تمرینات که به بازیکنان انتقال داده شده،در مسابقه مشاهده می شود یا نه؟
این تأثیرات توسط مربی دیده می شود یا نه؟
من فکر می کنم،تمرینات با انگیزه (MOTIVATION) می تواند نقش اساسی در هارمونی تیمی ایجاد کند.

یک بازی بر اساس سه فاکتور اصلی آنالیز میشود، این سه فاکتور یا PRINCIPALE (اصطلاح فوتبالی، به زبان ایتالیایی می شود اصلی) عبارتند از:
۱.دفاع کردن   DEFENSIVE 
۲.حمله کردن   ATTACKING
۳. از حالت دفاع به حمله و حمله به دفاع   TRANSITION

باید به صحبت های آقای کیایی فر چند نکته ای اضافه کنم که:
۱. به دلیل کمبود وقت بیشتر به ملوان می پردازیم تا تیم مقابل
۲. پوشش تمام بازی ها غیر ممکن می باشد
۳. از آنالیز انفرادی استفاده نمی شود جز موارد استثناء
۴. از آنجایی که در تمرینات ملوان حضور نداریم قضاوت درباره عملکرد تیم و کادر فنی بسیار مشکل می باشد
با تشکر از رامین کیایی فر،امیدوارم از این بخش فوتبالی، ورزش انزلی لذت ببرید.

۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

۱۱ نکته از فحاشی تماشاگران پیروزی در بازی مقابل ملوان

۱.نود دقیقه توهین به یک تیم مظلوم  و زحمتکش شهرستانی، سرآخر آقای مدیر عامل می گوید تماشاگر ها حق دارند نتیجه می خواهند.جناب کاشانی در کنار هزینه کلان و بی نتیجه برای تیم پیروزی،بد نیست دستی بروی کانون هواداران تیم پیروزی بکشید، بلکه در انتخابات بعدی شوراء رای بیشتری بیاوری!
۲.بیش از پنجاه سال  در برابر هرگونه توهین تماشاگران تهرانی سوکت کردیم، مدیران و مربیان باشگاه ملوان  برای توجیح خود از دفاع نکردن  از مردم شهر در برابر بی احترامی ها با نام بردن باشگاه فرهنگی و ورزشی همه چیز را به پایان میرسانند اما تا کی سکوت؟ تا  کی ما فرهنگ سازی کنیم و انها با توهین در بی فرهنگی غرق شوند؟ و اخر نیز سر خودمان شکسته است!
۳.وقتی شعار سیاسی در استادیوم داده می شود طوری صدای میکروفن های موجود در استادیوم قطع می شود که صدای توپ هم از تلوزیون شنیده نمی شود اما در بازی ملوان و پیروزی ،نود دقیقه توهین به راحتی شنیده می شد.
۴.جالب تر اینجاست گزارشگر فهیم و محبوب مردم عادل فردوسی پور  این واکنش ها را بانی بیدار شدن مردم از یک فوتبال سرد بعد افطار می داند.
۵.افسوس ایران  از شهرستان ها فقط منابع و منافعش را می خواهند، در برابر محرومیت ها، توهین ها وناعدالتی به شهرستان ها توجه ای ندارد. انگار نه انگار ما هم بخشی از این ایرانیم. سکوت مسئولین ورزشی و غیر ورزشی در برابر ترویج بی فرهنگی و بی اخلاقی تا به کی خواهد بود؟
۶.در فینال جام حذفی با آن حساسیت و اقدام اول توسط نیروی انتظامی با پرت کردن گاز اشک اور به سمت تماشگرانی که در حال خارج شدن از استادیوم بودند، نهایتاً تماشاگران ملوان از بازی خانگی محروم میشوند اما توهین تماشاگران تیم های بزرگ با لابی بخشیده می شود و هیچ انعکاس خبری هم ندارد. این بازی هم همانند گذشته خواهد بود و واکنشی نمی بینیم هیچ سر آخر سر خودمان شکسته می شود، نمونه آن سایت ورزش ۳ متعلق به صدا و سیما دقایقی بعد بازی  با انعکاس خبر که (در اواسط نيمه اول برخي از تماشاگران ملوان عليه اولادي شعار دادند.آنها همچنين به فشنگچي بازيکن ديگر پرسپوليس به دليل اينکه توپ را براي مصدوميت بازيکن ملوان به بيرون نزد شعار دادند)  تماشاگران ملوان را محکوم کرد! 
۷.وقتی به انزلی چی توهین می شد هوادارن پیروزی به این توجه نمی کردند که روی نیمکت پیروزی مازیار زارع انزلی چی نشسته است! و بگذریم زمانی کاپیتان پیروزی یک انزلی چی بوده، کاش حداقل به خودتان احترام می گذاشتید.
عکس از اینترنت
۸.اما از هر چه بگذریم از این نمی توان گذشت که محمد مایلی کهن، مرد اخلاق فوتبال ایران (ج.ا) و مدیر فنی پیروزی چرا برای تماشاگرانش بعد بازی شروع به اشک ریختن نکرد و تاسف نخورد و بگذریم از آن که او هم انزلی چیست…
۹.سکوت  مدیرعاملی همچون کاشانی که همیشه دم از اخلاق می زند در مصاحبه با خبرنگاران هم در نوع خود جالب است شاید دایی حق داشت…
۱۰.برای فرار کردن از زیر تیغ انتقاد یکبار هم شده نگویید تماشاگر نما بودند، چون  هشتاد در صد تماشاگران توهین می کردند. سر آخر هم به سرمربی خود رحم نکردند آن هم در اولین بازی فصل!!!
۱۱.این بازی مانند هر بازی دیگری در لیگ بازی برگشتی دارد، خوب یا بد اگر کمیته انظباطی برخورد نکند مردم انزلی و طرفدارن ملوان تحریک شده اند و مطمئناً ساکت نخواهند نشست روزی مشابه فینال حذفی در راه خواهد بود، مردم انزلی از محرومیت نمی ترسند به نا عدالتی نیز عادت کردند. ضمن اینکه گیلان دو نماینده در این فصل دارد.
سینا،۱۲ مرداد

۱۳۹۰ مرداد ۵, چهارشنبه

مشت هایی که سالهاست به هدف نمی رسند!

مشت های مردان بزرگ شهر کوچک شمالی ایران سال هاست لرزه بر اندام آسیا نمی اندازد!
آسیا هم دلش برای مشت زنان ملی انزلی تنگ شده!
بوکس ایران مرده بنظر میرسد،چرایش را باید در شهر من پیدا کنید جایی که مشت ها راهشان را گم کردند!
در حالی که در روز های آخرین قبل از انقلاب، پدر بوکس انزلی مظفر مسافری نسل جدید خود را رونمایی می کرد انقلاب شد تا ورزش بوکس به مدت ده سال ممنوع (حرام) شود، نه تنها تماشا کردن ورزش بوکس از تلوزیون ممنوع شد فعالیت کردن در آن نیز گناه و ممنوع شد.
در سال ۱۳۶۸ خورشیدی درست مانند آن قندی که در زمان قاجار باید اول درون چای میزدید تا حلال شود و بعد میل می کردید، بوکس دوباره با احکام فقهی جدید آزاد شد.
همان ده سال کافی بود که مشت زنی از یاد انزلی چیان (پهلوی چیان) برود، هر چند در این بیست و دو سال گهگاه قهرمانانی در سطح کشور پرورش داده شد اما قهرمانی در بوکسی که روز به روز در بوکس اماتوری آسیا پسرفت می کرد،در حد و اندازه نام شهر قهرمان پرور انزلی نبود.
                                               عکس از ارشیو محمد مسافری
 شاید قهرمان پروری مردم انزلی را بتوان با سابقه بیش از بیست سال عضویت مشت زنان انزلی در تیم ملی الف و ب و ارتش در قبل از انقلاب نشان داد، زمانی که حداقل نیمی از اعضای تیم ملی مطعلق به انزلی بود، حتی در سال ۱۳۴۷ خورشیدی از یازده وزن، هشت وزنش با ذخیره ها را انزلی چیان تشکیل می دادند، امثال حسین اغماض، سهراب وکیل منفرد،ایرج سلامی کهن،قاسم سلمسدانی، جبار فعلی، محمد آذزحزین، صداقت کیش ، کریم صمدی و... قسمتی از افتخار آفرینان این شهر برای قهرمانی کشورمان در ادوار مختلف بوکس هستند.
در زمانی که تیم ملی بوکسی وجود هم نداشت امثال جبار صمدی، مظفر مسافری، حمید گیلزاد،نیک باقری و... قهرمانان بوکس ایران بودند.
راه نجات بوکس ایران را در همین شهر باید یافت، جایی که با پتانسیل های گفته شده هیچگونه سرمایه گذاری از سمت مسئولین ورزش کشور پس از شروع مجدد بوکس نشده است، از طرفی نبودن مظفر مسافری مربی تیم ملی که به اعتقاد اهالی این ورزش با یک جلسه تمرین تشخیص می دادشاگردش بوکسور میشود یا نه، کاملاً حس میشود.
اما هنوز هم دیر نیست اگر سرمایه گذاری  صحیح شود کسانی هستند از مکتب آن مرحوم تا بتوانند مشت زنان جدیدی را از انزلی به آسیا نشان دهند.
عکس از ارشیو محمد مسافری

کلام آخر اینکه، بوکس انزلی می تواند حداقل کاری کند که دیگر همچون مسابقات اندونزی بعد از افغانستان در مقام بیستم قرار نگیریم.

سینا

۱۳۹۰ تیر ۱۹, یکشنبه

مدیر ورزشی و انتقـاد سـازنده

چند سالی‌ میشود در فوتبال ایران بحث درباره حضور مدیران سیاسی جدی شده، یکی‌ از دلایل مشخص حضور مدیران غیر فوتبالی در فوتبال بازی‌های سیاسی پشت پرده است، به صورت واضح تر عرض کنم که سیاسیون با استفاده از مهره‌های خود در نزدیک به انتخابات مجلس در شهرستان‌ها و یا انتخابات شورا در تهران و شهر‌های بزرگ میتواند با جلب رضایت هواداران صندوق انتخاباتی را تا حدود زیادی به نفع خود عوض کنند، دلایل زیاد دیگری هم وجود دارد مانند سؤ استفاده‌های مالی و ... .
در هر حال آن چیز که مشخص است این قضیه به ضرر فوتبال ایران است، اما این حکایت در فوتبال انزلی و تیم مردمی این شهر، ملوان کمی‌ متفاوت است. تا چند سال قبل که ملوان بطور کامل زیر پوشش نیروی دریایی بود مدیران و سرپرستان این باشگاه نیز غیر فوتبالی بودند اما نه از جنس سیاسی بلکه از جنس نظامی، البته تا قبل از این که فوتبال این کشور به نام حرفه‌ای شدن پولکی شود این مدیران نظامی برای ملوان بد نبود، زیرا تا آن زمان که فوتبال مادی نبود بازیکنان ملوان با عشق و دیسیپلین نظامی برای انزلی افتخار آفرینی میکردند، اما از روزی که پول وارد فوتبال شد مشخص شد مدیران نظامی توانایی مدیریت فوتبال حرفه‌ای را ندارند.
ملوان جز اولین تیم‌های لیگ برتر بود که رو به مدیر فوتبالی آورد، جو فوتبالی حاکم بر انزلی و اشتیاق مردم از به کار گرفتن ورزشکار‌های سابق این شهر در مدیریت ملوان، منطقه آزادی که تازه از راه رسیده بود و در حال رایزنی برای مدیر سیاسی بود را وادار به استفاده از مدیر ورزشی کرد.
اما مردم این شهر به نظر بر خلاف خواسته گذشته زیاد با مدیر فوتبالی موافق نیستند، اردشیر پورنعمت کسی‌ که نه تنها بومی بود بلکه هم فوتبالی بود هم سواد فوتبالی در سطح جهانی‌ داشت و می‌توانست مدیر خوبی‌ برای ملوان باشد، به او اجازه ندادیم که برنامه‌های خود را تکمیل کند، پس از کنار گذاشتن ایشان مدت زیادی ملوان توسط هیئت مدیره با سر پرستی بهمن صالح نیا با اختیارات محدود(بدون مدیرعامل) این تیم اداره شد، اگر چه با تمام مشکلات مالی از سمت اسپانسر مالی ملوان یعنی‌ منطقه آزاد، تیم سال خوبی‌ را به پایان رساند اما نباید از خود گذشتگی بازیکنان به احترام و دوستی‌ با سرپرست موقت و کادر فنی‌ و شخص پورغلامی گذشت.
در اواخر سال گذشته فوتبالی، در نزدیک به آمدن مسئولین کنفدراسیون آسیا به انزلی ، صالح نیا به عنوان سرپرست دائم(به دلیل دو شغله بودن نتوانستند مدیرعامل شوند) انتخاب شد، اما هنوز چند ماهی‌ از این انتخاب ایشان توسط هیئت مدیره باشگاه ملوان نگذشته که سیل انتقادات به سمت ایشان از سمت هواداران وارد شده. دلیل اصلی‌ این انتقادات حضور کم رنگ ملوان در فصل نقل و انتقالات می‌‌باشد، اما حمایت ایشان از کادر فنی‌ فصل گذشته که خوب هم نتیجه گرفت یکی‌ از نکاتی است که ایشان با دید عمیق به فوتبال نگاه می‌کند اما مدیران سیاسی و ما هواداران با دید سطحی. با تمام مشکلات مالی ملوان که فراهم کردن آن وظیفه اصلی‌ منطقه آزاد می‌‌باشد ایشان برای خدمت به تیم ملوان از استاندار تا نماینده شهر و ...را دیدند و تقاضای کمک کردند ، حتی به همراه مربی‌ راهی‌ اصفهان و تهران شدند تا با اعتبار خودشان تلاش کنند رضایت برای بعضی‌ از بازیکنان سابق انزلی را از تیم‌های کنونی انها برای بازگشت به انزلی بگیرند.به جز جدا شدن اولادی که خدمت سربازیش به پایان رسید تامینی و نوری پیشنهاد خوبی‌ داشتند از نظر مالی که جدا شدند، در ضمن این وظیفه هیئت مدیره ملوان بود تا شرایط مالی‌ مناسب ایجاد کند، با این حال ایشان و پورغلامی همچنان امید به بازگشت نوری دارند. موردی دیگر که این روزها باز به پای صالح نیا گذاشته میشود چگونگی حضور بازیکن سرباز احسان حاج صفی در تراکتور سازی تبریز می‌باشد این قسمت مربوط به سهم بیست در صدی نیروی دریایی از ملوان است که باید امریه این بازیکن را برای ملوان میگرفت،که صالح نیا نیز به این موضوع اعتراض کرده است.
اما به جای پرداختن به موضوعات سطحی، اعتراضات مخرب و حاشیه ساز برای ملوان، و ایجاد نفاق بین کادر فنی‌ ، مدریت و هوادار و...بیایید انتقاد سازنده از یک مدیر ورزشی کنیم. از صالح نیا انتظار می‌‌رود فقط به بزرگسلان ملوان فکر نکند به تیم‌های پایه ملوان نیز فکر کند، تشکیل یک آکادمی فوتبال در انزلی و استفاده از کسانی‌ که بار‌ها نام بردم(نصرت ایراندوست،اردشیر پورنعمت، نادر عزت الهی، رامین کیایی فر و ...) برای آینده ملوان لازم می‌باشد، آینده‌ای که واقعا در خطر است ولی‌ کسی‌ به فکر آن نیست.
به جای تخریب صالح نیا، ایشان را حمایت و تشویق کنید برای پشتیبانی‌ از زیر سخت‌های ملوان. ملوان همیشه متکی‌ به بازیکنان بومی بوده و با همین بازیکنان بار‌ها قهرمان جام حذفی ایران شده. تنها تفاوت این است که امروزه پول وارد فوتبال ما شده ، اما ملوان نباید اشتباه تیم‌های بزرگ را کند و به سرمایه گذاری در فوتبال بزرگ سال فقط نگاه کند، باید همچنان بازیکن ساز باشد و با تزریق سرمایه به پایه، فوتبال شهر را حفظ کند، با کمی‌ حوصله، فقط چند سال ملوان رویایی تر از گذشته میشود.
انتقاد سازنده فراموش نشود.
سینا ۱۸ تیر ۱۳۹۰

۱۳۹۰ تیر ۱۶, پنجشنبه

تـخریب مکانهای ورزشی

یه روز سرد زمستانی در حالی که بارون داشت نمنمک میبارید سوار قطار شدم تا از لندن به سمت گلاسکو حرکت کنم. زمانی که سوار قطار شدم از خستگی خوابم بردتا موقعی به خودم اومدم که قطار شروع به حرکت کرد من از سرو صدا از خواب بیدار شدم.
عکس از امیر عبدالپناه
قطار در حال حرکت بود منم خستگیم در رفته بود و داشتم به مناظر سر سبزی نگاه میکردم که از دو طرف پنجره قطار میشد دید ، من یاد شمال ایران انداخت و یاد آب و هوا و سر سبزی گیلان زمین.همینطور که جلو میرفتیم من چشمم به یه برکه خورد یاد زادگاهم افتادم شهر زیبای انزلی، برکه تدأعی خاطری بود از تالاب زیبا و بی نظیر انزلی که در حال از بین رفتن است.
به تفاوتها و شباهتها اینجا و آنجا فکر میکردم که یک باره متوجه زمینهای چمن یک دستی شدم که در مسافت طولانی جوونها مشغول بازی فوتبال و ورزش ملی خودشون یعنی راگبی، هاکی، کریکت و گلف بودند. به خودم گفتم: چقدر زمین؟ چقدر ورزشکار؟ بی خود نیست که معروفترین لیگ برتر دنیا رو مال خودشون کردن یکی از بزرگترین منابع درامد براشون به حساب میاد.
تو ذهنم جرقهای زد باز از خودم پرسیدم: انزلی همچنین زمینهایی داره؟ اگه داره پس ورزشکارهاش کجان؟
تو ذهن خودم زمینها رو یکی یکی نام بردم گفتم: زمین شهاب، اون که همش ساختمون شد زمین پاس،هم روش آپارتمان ساختند یه زمینم که سمت طالب آباد بود هر چند نصف خاکی بود نصف چمن اما جمعه صبحها شلوغ میشد اونم که دانشگاه آزاد خریده انداخته اونجا نمیسازه حداقل یه دانشگاه درستو حسابی داشته باشیم فقط یه سری جوون از ورزش و تفریح محروم کرده. خلاصه به هرزمینی که تو بچگی یادم بود توش بازی میکردیم یه اتفاق نا خوشایندی براش افتاده بود.
همین مسائل هستند که ورزش یک شهر قهرمان پرور داره از بین میره، کجاست اون زمانی که کاپیتان تیم ملی فوتبال یک انزلیچی بود، کجاست اون زمانی که تو هر رشته ورزشی سرو گردن از همه بالا تر بودیم و کجاست ملوان ، کجاست بوکس و قایقرانی انزلی...
راستی چرا اینطوری شد؟ چرا انزلی به این روز افتاده؟
برای بی لیاقتی مسئولین ورزش یا بی لیاقتی مسئولین شهر، اصلا ممکن بخاطر بی بندوباری این زمین خورها باشه شایدم سیاستها و مدیریت غلط کلی کشور و...
چرا نباید سرمایه گذاری در ورزش درست انجام بشه، چرا شهرهای که فوتبال ندران دو یا سه استادیوم دارند مانند یزد، سنندج اما شهرهای که دو یا سه تیم فوتبال دارن استادیوم حسابی ندارند مانند اهواز ، انزلی ، آبادان و...
تا کی مدیریت نادرست تا کی مسئولین ورزشی شهر می خواهند سکوت کنند.
یعنی حق تیم پر افتخار ملوان یک استادیوم تازه ساخت با امکانات مجهز نیست، واقعا اشتیاق به ورزش در بین مردم این شهر نمی بینید؟
من دیگه به آخر خط رسیدم باید قطارو ترک میکردم، امیدوارم روزی برسه این مشکلات به اخر خط برسند و این مدیران نالاق ورزش انزلی را ترک کنند.
سینا

جوانگرایی

چند سال پیش با اقای نصرت ایراندوست که در ان زمان به تازگی از ملوان با آن نتایج درخشان کنار گذاشته شده بود در سالن ربیعی صحبت می کردیم ایشان اعتقاد داشت آوردن بازیکن خارجی به ملوان اشتباهیست که بعد ها فوتبال شهر چوبش را خواهد خورد . نمی دانم آیا امروز نیز نظر ایشان همان هست یا نه، اما من که آنروز این حرف را قبول نداشتم بعد ها با صحبت های علی صمدی تا حدود زیادی نظرم تعقییر کرد.شاید امروز هم با ایراندوست که یکی از بهترین تمرین دهنده های ایران است موافق نباشم اما احساس چند سال پیش ایشان را من نیز امروز دارم. هدف من از یاداشت این مطالب ان است که فوتبال این شهر در خطر است همان خطری که بوکس ما را تهدید کرد برد، نباید با غرور فقط بگوییم فوتبال در خون ما انزلیچیهاست چون بوکس اگر روزی بیشتراز فوتبال نبود کمتر نیز نبود اما امروز کجاست بوکس اسیایی انزلی؟؟؟ تا بدین قسمت همه خاطره شد و داستان ،پس دلایل چیست؟ از زمانی که محمود پیشگاه هادیان از امید به بزرگسالان رفت دیگر امید ملوان در ایران درخشان نبوده دیگر در تیم ملی امید بازیکن نداریم، همین    چندی پیش تیم ملی امید بازی داشت دریغ از یکملی پوش ، چرا انزلی که همیشه در همه رده ها بازیکن داشت به اینروز افتاده؟؟؟
عکس از امیر عبدالپناه
چرا از اشتباه دیگران عبرت نمی گیریم، چند سال قبل فولاد با سرمایه گذاری قهرمان ایران شد اما وقتی رفت به آسیا سال بعد به دسته یک سقوط کرد و با خرید سهمیه بعد دو سال بازگشت،فقط به دلیلی که به سرمایه های بومی خودش پشت کرد. اما اگر ملوان به این روز بیفتد بازگشت سخت میشود چون نه سرمایه خرید امتیاز داریم ونه تیم پایه اینده دار برای جایگزینی . جذب بازیکن های بومی و گذشته ملوان کار بسیار پسندیده ایست که فرهاد پورغلامی در برنامه خود قرار داده و از ان بهتر استفاده نکردن از بازکنان خارجی اما باید بدانیم بزرگسالان وپایه در ملوان لازم و ملزوم هم هستند باید بیشتر از این به تیم های پایه انزلی رسید. اصفهان ،شیراز و… با سرمایه گذاری و اینده نگری پیشرفت می کنند و ما داریم درجا میزنیم، نمونه ان نزهتی در سن ۲۶ سالگی تازه مطرح می شود اما بازیکنان خوزستان، اصفهان در ۱۸ ، ۱۹ سالگی واقعا چرا؟؟؟
چون تمام مربیان خوب انزلی دوست دارند در بزرگسالان کار کنند چون انجا بهتر پول میدهند، اگرچه رقم های انها با فوتبال سرمایه داری کشور قابل مقایسه نیست اما همه ترجیح میدهند انجا باشند.
چه ایرادی داشت پیشگاه هادیان حتی بیشتر ازامروز می گرفت اما در امید می ماند ومانند گذشته مؤثر تر عمل می کرد هر چند می دانم ایشان بر خلاف زمان اقای احمدزاده برای بزرگسالان مفیدترند زیرا پورغلامی مربی است که انتقاد پذیر و با تعامل با کادر فنی ملوان فصل موفقی داشت وامیدوارم ادامه داشته باشد.
امروز پدر ملوان به خانه خود بازگشته، بهمن صالح نیا،امیدوارم کاری برای فوتبال پایه انجام دهد اما نه به سبک سنتی و جابجایی مربیان بلکه با تعامل ،هزینه واعتبار خود و با فوتبال علمی در قالب فرهنگ فوتبال ملوان. اردشیر پور نعمت افتخار انزلیچی ها در فیفا و ای اف سی است با بالاترین مدراک مربی گری که وصف ان به درازا میکشد نادر عزت اللهی با مدرک مربیگری آ که سابقه در تیم های پایه ملی را نیز دارد، نصرت ایراندوست که همگان او را می شناسند و رامین کیاییفر با لایسنس آ جهانی از امریکا و… چرا نباید مانند تیم های دیگر در ایران برای خدمت به فوتبال ملوان این عزیزان را دور هم جمع کنیم، عزیزان اگر کمی فروتنی غفور جهانی را داشتند وبهمن خان نیز آستینی بالا می زد بار دیگری پدری خود را به ان کسانی که فراموشش کردند نشان می داد،هم ملوان می تواند آینده را تضمین کند و هم هرساله مدعی برای اسیایی شدن. فقط کمی تعامل، هزینه و اعتبار می تواند به ما عاشقان ملوان کمک کند تا کمی آرام باشیم.
۳۰ خرداد
سینا صمدی

محمود فکری را از یاد نبریم

نمی دونم این کارم درست یا نه، اما چند وقتی میشه داره ازام میده، عکسی که می بینید متعلق به محمود فکری فوتبالیست استثنایی ، خلاق ، خوش آتیه و با اخلاق انزلی در اواخر دهیه شصت و اوایل هفتاد، کسی که مانند خیلی از هم نسلانش و قدیمی های انزلی بی ادعا، بدون گرفتن دیناری با عشق برای ملوان بازی کرد و افتخار کسب کرد بر خلاف بازیکن هایی که امروزه نه تنها بخاطر پول بلکه بخاطر شهرت به تیمهای تهرانی و اصفهانی کوچ میکنند ، اما مشکلات و فشار زندگی باعث شد چند سال پیش مرتکب اشتباهی بشه، که نهایتا دستگیر شد و به زندان رفت ، اینک حدود یکسالیست که حکم اعدامش اماده اجراست،تنها خوش شانس بودیم که اینِ ، حکم تا به امروز اجرا نشده و امیدوارم هرگز اجرا نشه، نمیدونم کاری میشه برای ایشون کرد یا اینکه نه، اما اطلاع رسانی تنها کاری میشه کرد شاید باشگاه ملوان برای این بازیکن ملی پوشش قدمی برداره، بد نیست تو این زمان که همه فقط به فکر تیم بستن هستند یادی از عزیزانی که این تیم رُ با وجودشون سر پا نگه داشتن بکنیم اگه امروز ملوان شده شادی مردم و منبع درامد و پرتاپ برای بعضی از مربیان و بازیکنان نباید این عزیز زحمت کشیده رُ از یاد ببریم
سینا
۱۰تیر۹۰

آینده نگری و درامدزایی

بطور کلی من در زمینه فوتبال اعتقاد به زیر ساخت ها دارم مخصوصاً در انزلی و ملوان، دلایلم پتانسیل بالای ورزشی شهر،انگیزه لازم و نبود پول کافی
 برای جذب بازیکن است، اما جذب بازیکن غیر بومی با شرایط روحی مردم انزلی سازگار نیست بطور معمول بازیکنان خوب غیر بومی نتوانستند نمایش خوبی داشته باشند بجز چند نفر. در چنین شرایطی ملوان باید بیشتر از این بازیکن سازی کند که هم بتواند اینده ملوان را تامین و تضمین کند و هم تیم خوبی راهی مسابقات کند، هم به فوتبال ملی کمک کند و هم درامدزایی. بودجه ای که به ملوان تعلق میگیرد با تمام نا چیز بودن درست هزینه نمی شود. تنها تقصیر بر گردن مدیر عامل نیست بودجه ای مشخص شده برای یکسال در برابر توقعات کادرفنی، بازیکنان و هوادار ها هر چقدر هم کم رنگ باشه دست های پشت پرده و دلالها ان را پر رنگ جلوه می دهند.
عکس از امیر عبدالپناه
ملوان باید از زیر پوشش نیروی دریایی و منطقه ازاد خارج شود و کاملاً خصوصی شود ما افرادی در همان انزلی داریم که توانایی گرداندن ملوان را نیز دارند، اما اگر قرار باشد ان سرمایه گذاران سالیانه اِن تومان هزینه کنند و سودی نبرند ملوان نیز سودی نمی برد .راه حل این مسئله چنین است باید چند کارخانه مواد غذایی در راستای حمایت از ورزش انزلی شروع به فعالیت کند با نام ملوان البته با کیفت،تنوع و قیمت مناسب . مردم انزلی با خرید از این مجموعه بودجه ملوان را تهیه می کنند، از طرفی هم با رسیدگی بیشتر به تیم های پایه پس از چند سال بهترین ها حفظ می شود و از بازکنان مازاد در امد دیگری برای ملوان تثبیت می شود.نیاز به کمی پشتکار و برنامه ریزی دارد، مواد غذایی پر مصرف ترین کالاست و به اندازه ای سود دارد که سالیانه میلیارد ها تومان صرف تبلیغات رسانه ای یک کارخانه این چنینی در ایران میشود مابقی تبلیغات بماند و همچنین فراموش نشود اگر مردم انزلی بدانند که سود ناشی از کارخانه صرف ملوان میشود تمام مواد غذایی دنیا را تحریم می کنند.
۶ تیرماه ۱۳۹۰
سینا